ارتباط استاد با دانشجویان


تاریخ ثبت : ۱۲-۰۷-۹۴    موضوع : روانشناسی ویژه اساتید    امتیاز: 0 از 5  ( مجموع آرا : 0)
بازدید : ۱۸۵۲

وقتی از مقام استادی سخن می‌گوييم از جايگاهی صحبت می‌کنيم که می‌تواند الگودهنده و هدايت‌کننده مسير زندگی دانشجويان باشد. از طرفی برای دانشجويی که به تازگی با فضای دانشگاهی آشنا شده است، شايد تصور چگونگی برقراری ارتباط با استاد سخت و نامفهوم باشد. در هر حال دانشجو مثل ما فکر نمي­کند. مثل ما خيلی چيزها را قبول ندارد. او منتقد است. لذا اساتيد محترم بايد توان همراهی و همفکری با دانشجو و عواطف و احساسات او را داشته باشند.


  ارتباط با دانشجو در سطح علمی، فقط ابعاد لفظی و کلامی نيست. در ارزيابي­مان بايد دقت داشته باشيم که پيام­های پنهان جنبه ارتباطی ما، از آن مواردی است که گاهی اوقات متوجه نيستيم و اين نقش اساسی در ارتباط با دانشجويانمان دارد. به اصطلاح در روانشناسی، زبان و چهره يک ابعادی از ارتباط را به وجود مي­آورد که بايد در اين رابطه فکر کنيم که چهره استاد نوع نشست و برخاستش، تکيه کلام و نوع تکان دادن دست و امثال آن همه تأثير دارد. خود ما هم در ارزيابی مان بايد دقت داشته باشيم که پيامهای پنهان جنبه ارتباطی ما از آن مواردی است که گاهی اوقات متوجه نيستيم و بسياری از چيزهايی که در مقوله ارتباط به آن فکر مي­کنيم، پنهان است. ما بايد به مسأله پيامهای پنهانی که در نوع رفتار و گفتار و ارتباط مان با دانشجو وجود دارد بينديشيم.

  علاوه بر آن به اعتقاد صاحبنظران آموزش عالی آن دسته از دانشگاه‌هايی که اعضای هيأت علمی آنها با دانشجويان رابطه‌ای غير از سرفصل‌های درسی برقرار می‌کنند خروجی‌شان بيشتر است، اما آسيب بی‌اعتمادی موجب خروجی‌های کمتر و بحران به لحاظ کارکردی می‌شود.

  هرچه استاد رفتار استادی خود را بيشتر به دانشجو انتقال دهد، دانشجو متفاوت‌تر خواهد بود. شايد نبود ارتباط مناسب بين استاد و دانشجو در اين سالها موجب آن شده است که اشتياق دانشجويان به حضور در کلاس‌های درس کاهش يابد. در فضايی که تعامل مناسبی بين استاد و دانشجو وجود نداشته باشد، نقش آموزش و پرورش به خوبی برآورده نمی‌شود. بی‌ترديد در دنيای امروز می‌توان از طريق دنيای مجازی، فناوری‌های بسياری را آموخت، اما آنچه که استاد را در قياس با اين آموخته‌ها بی‌بديل می‌کند آن ويژگی‌ زيبای انسانی است. استاد بايد بتواند در کنار انتقال دانش بسياری از ارزش‌ها را در دانشجو شکل دهد.

  رابطه استاد و دانشجو محدود به انتقال صرف دانش نيست، بلکه در کنار مسائل علمی، دانشجو با شخصيت استاد خود همانندسازی می‌کند، بنابراين رابطه تعاملی مثبت استاد و دانشجو يک حمايت اجتماعی مهم تلقی می‌شود که می‌تواند دانشجو را در برخورد با مسائل مختلفی ياری کند. اين مسئله بويژه درباره دانشجويانی که از خانواده خود دور بوده و در خرده‌فرهنگ‌هايی وارد شده‌اند که با چارچوب زندگی‌شان متفاوت است، بيشتر ديده می‌شود. اين گروه از دانشجويان با دور شدن از خانواده و کمتر شدن حمايت آنها به نقش استاد بيشتر نيازمند هستند. حمايت اساتيد از دانشجويان، علاوه بر تاثير مثبت بالايی که بر خود دانشجو مي­گذارد آسايش خاطر خانواده ‌ های آنان را نيز فراهم می ‌ کند. زيرا خانواده ­ ها اطمينان دارند جوانان ­ شان در کنار اساتيد فرهيخته ‌ ای هستند و می ‌ توانند مشکلات خود را با او در ميان گذاشته و از همفکری و تبادل ‌ نظر با او بهره ‌ مند شوند.

  شکست عاطفی، اعتياد، افسردگی، احساس گناه، انزواطلبی و سرزنش خود از مسايل بسيار شايع در بين جوانان امروز است که سبب بروز اقداماتی از قبيل انتقام ‌ گيری، رسوايی و تخريب طرف مخاطب، جايگزينی رابطه ‌ های متعدد و يا خودکشی می ‌ شود و اين چالشها جزء مسائلی است که استاد بعنوان خط مقدم در جبهه مقابله مي­تواند پررنگتر ايفای نقش نمايد. حتی يک گفتگوی کوتاه استاد با دانشجو سبب احساس ارزشمندی در دانشجويان می ‌ شود و اساتيد گاهی با بيان يک يا دو جمله می ‌ توانند بسيار موثر باشند. گاهی دانشجو به لحاظ مسائل مختلف به استاد خود اعتماد نمي­کند و برخی اساتيد نيز برقراری رابطه دوستانه با دانشجويان را در شان خود نمي­دانند و در اين زمينه مجالی به دانشجو نمي­دهند(البته بسيار اندک هستند). برخی از اساتيد بدون درک مشکلات عاطفی دانشجويان تنها به تکرار مکررات و ارائه مطالب درسی اکتفا مي­کنند. بطوری که چنين وانمود مي­شود،‌ يادگيری دانشجو برای آنها چندان اهميتی ندارد.

  اگر استاد شناخت کافی از دانشجو نداشته باشد در انتقال درسی موفق نخواهد بود. همانطور که اگر دانشجو نسبت به استاد اعتماد کافی نداشته باشد اهداف تحصيلی او محقق نخواهد شد.

  برخی از اساتيد با سخت­گيريهای جلسه اول و نشان دادن ابهت خود، ‌به دانشجويان فرصتی برای برقراری ارتباط نمي­دهند. بطوری که برخی دانشجويان حتی از رفع اشکالات درسی خود نيز صرفنظر مي­نمايند.

  ايجاد رابطه خوب بين استاد و دانشجو يک مهارت است که طرفين بايد اين مهارت را کسب کنند. در غير اينصورت رابطه­ای بوجود نمي­آيد و يا رابطه­ای بسيار ضعيف ايجاد خواهد شد که عواقب خاص خود را دارد.

  اولويت نمره محوری و يادگيری محوری يکی از دلايل برقرار نشدن اين ارتباط است.

  اگر هدف دانشجو فقط کسب نمرات بالاتر باشد و يادگيری چندان نقشی نداشته باشد، نتيجه آن حفظ کردن مطالب درسی است که اين هدف بدون حضور استاد و تنها با خواندن و حفظ کردن هم محقق خواهد شد. در شکل­گيری رابطه استاد و دانشجو، نقش استاد را ميتوان در چهار محور زير مشخص کرد:

  در نقش يک مربی : با ارائه راهنمايی، ‌مسير را نشان مي­دهد.

  در نقش يک بسترساز و تسهيل­کننده امور : فرصت بدست آوردن تجربه­های جديد و استفاده از مهارتها را برای دانشجو فراهم مي­آورد.

  در نقش يک مشاور دلسوز و مهربان: مانند پدری مهربان، مشاوره صحيح و دلسوزانه مي­دهد و بطور فعال به رفع مشکلاتی که از دستش برمي­آيد مي­شود.

  در نقش يک رابط : به ايجاد شبکه­های حرفه­ای کارآمد ميان همکارانش،‌ ديگر اساتيد و دانشجويان مي­پردازد. وظيفه استاد پاسخ دادن به همه سوالات دانشجو نيست بلکه وی با ارائه اطلاعات، دانشجو را در بدست اوردن مهارتهای لازم در مسير درست هدايت ميکند.

  وظايفی که استاد نسبت به دانشجو دارد شامل اهتمام جهت وصول به مقام والای علمی، ايجاد شوق و دلبستگی به علم و دانش در دانشجويان، مواسات و دلسوزی نسبت به آنها، فروتنی نسبت به شاگردان، تفقد و پيگيری از احوالشان و ... است. البته لازم به ذکر است که وظايف دانشجويان نسبت به اساتيد نيز از اهميت بالايی برخوردار است که جای بحث طولانی دارد.

  اساتيد بايد فرصت صحبت به دانشجويان بدهند، از آنان بخواهند برنامه ‌ های مدون روزانه داشته باشند، ورزش کنند، مسايل روزمره خود را از بعد شخص سوم بنگرند، به سمت معنويات گرايش پيدا کنند و مشکلات را از شخصيت ‌ شان جدا کنند.

  دانشجوی ما در محيط علمی ضمن اين که علم می‌آموزد، می‌تواند خيلی از درس‌های غير آن علمِ مورد نظر را هم از استاد بياموزد و فراگيرد. استاد می‌تواند انسانی با شخصيت قوی ساخته و يا يک انسان بی علاقه و بی انگيزه را پرورش دهد.

  به اميد آنکه همه ما بتوانيم در اين راه گامی موثر برداريم.



کلمات کلیدی : استاد ، مرکز مشاوره ، اقبال لاهوری ، رابطه با دانشجو

   پرینت مطلب





ثبت نظر