سالی که نکوست از برنامه ریزی اش پیداست


تاریخ ثبت : ۱۷-۰۱-۹۵    موضوع : مقالات جدید روانشناسی و سلامت    امتیاز: 2 از 5  ( مجموع آرا : 3)
بازدید : ۶۰۵

اصول يک برنامه ريزي صحيح براي موفقيت در سال جديد

در حالي که تنها 17 روز از سال جديد گذشته است، آشنايي با اصول برنامه ريزي کلي و اساسي براي يک زندگي موفق ضروري به نظر مي رسد.


 

اولين قدم براي استفاده بهينه از فرصت ها و اوقات زندگي، داشتن يک برنامه کارآمد و صحيح است. در حالي که تنها 15 روز از سال جديد گذشته است، آشنايي با اصول برنامه ريزي کلي و اساسي براي يک زندگي موفق ضروري به نظر مي رسد.
هر فردي براي رسيدن به موفقيت بايد با اصول برنامه ريزي و آسيب شناسي هاي آن به طور کامل آشنا باشد. افراد با آگاهي از اين اصول برنامه ريزي، اجراي آن و توکل بر خدا مي توانند زندگي خوبي را در سال جديد شروع کنند.
به گزارش ميگنا محسن رجبي، کارشناس و مشاور خانواده در گفت وگو با خراسان در اين باره مي گويد: من به جاي اين که بگويم اميدوارم سال خوبي داشته باشيد، مي گويم که اميدوارم سال خوبي براي خودتان بسازيد. او همچنين نکاتي را درباره شيوه هاي بهتر برنامه ريزي براي ساختن سالي سرشار از موفقيت ارائه مي کند که در ادامه مطالعه خواهيد کرد.

برنامه ريزي فقط مکتوب: قبل از هر گامي براي داشتن يک برنامه منظم، لازم است بدانيد که يک برنامه موفق، برنامه اي است که نوشته شود. آمارها و پژوهش ها نشان مي دهد که تعداد بسيار کمي از افراد برنامه هاي شان را روي کاغذ ثبت مي کنند. افراد مي توانند براي برنامه ريزي هاي مکتوب شان از يک سالنامه استفاده کنند و براي هر روزشان برنامه اي تنظيم کنند.

تعيين هدف: اولين قدم براي نوشتن يک برنامه موفق، دانستن اين نکته است که هدف ها 2 نوع است. اهداف هر انساني شامل هدف هاي کلي و هدف هاي جزئي است. هدف هاي کلي مثل بالا بردن سطح اطلاعات عمومي، تصميم به بهتر زندگي کردن و هدف هاي جزئي هم مي تواند موفقيت در يک رشته خاص يا کم کردن 5 کيلو از وزن و... باشد. براي يک برنامه ريزي موفق، افراد بايد هر دو اين هدف ها را براي خودشان مشخص کنند و براي هر کدام برنامه ريزي جداگانه اي داشته باشند.

تبيين هدف: تبيين به معناي مشخص کردن چرايي و چگونگي رسيدن به هدف است. براي رسيدن به هدف دليل انتخاب آن و همچنين چگونگي اجراي آن بايد بررسي شود، اين مسئله از اهميت ويژه اي برخوردار است. چرا که تبيين هدف مهم تر از تعيين آن است وقتي فرد چرايي کاري را پذيرفته باشد با چگونگي اجراي آن کنار خواهد آمد. مثلا اگر فردي تصميم بگيرد که سطح مطالعاتش را بالا ببرد، بايد دليل آن را براي خودش مشخص کند تا احتمال موفقيتش بيشتر شود.

تشخيص نيازها و خواست ها: براي داشتن يک برنامه ريزي موفق بايد به ملزومات اجراي آن برنامه و امکانات مورد نياز هم توجه شود. اگر ملزومات اجراي يک برنامه در دسترس نباشد، انجام برنامه دشوار و گاهي غير ممکن خواهد شد.

تعيين زمان لازم : براي انجام هرچه بهتر برنامه ها و تحقق اهداف، افراد بايد حتما يک فرصتي را در نظر بگيرند تا مشخص شود که چند روز در هفته يا ماه را براي رسيدن به هدف هاي شان بايد اختصاص دهند. افراد معمولا در تعيين هدف و حتي تبيين آن مشکلي ندارند ولي چون تعيين زمان کافي براي رسيدن به هدف شان را به درستي در نظر نمي گيرند، به موفقيت نمي رسند.

داشتن برنامه هاي کوتاه مدت و بلند مدت: براي هر برنامه ريزي موفقي بايد 2 برنامه ريزي کوتاه مدت و بلند مدت انجام شود. وقتي فرد برنامه بلند مدت و کوتاه مدت داشته باشد، با رسيدن به اهداف کوتاه مدت، تقويت روحي و براي رسيدن به اهداف بلند مدت انگيزه اش بيشتر مي شود. براي مثال اگر فردي مي خواهد برنامه ريزي کند که در سال جديد ۵ کيلو از وزنش کم کند، اين يک هدف بلند مدت است. حالا اگر اين شخص تصميم بگيرد که در ماه اول يک کيلو کم کند و به نتيجه برسد، شانس اين که بتواند وزنش را به ميزان ايده آل کاهش دهد، بسيار زيادتر مي شود.

طبقه بندي اهداف بر اساس اولويت: هدف ها بايد بر اساس اضطرار و اهميت شان طبقه بندي شوند. بنابراين اگر به هر دليلي قسمتي از برنامه ريزي انجام شود، افراد مطمئن هستند که برنامه هاي اصلي شان با موفقيت انجام شده است. کارهاي ضروري کارهايي است که اگر انجام نشود، ضرري به آينده فرد مي رسد.

تناسب با توانمندي: برنامه بايد در حد توان افراد باشد و از حد تعادل و توان خارج نباشد وگرنه افراد نمي توانند برنامه را به پايان برسانند.

تقويت روحيه انعطاف پذيري: افراد بايد روحيه انعطاف پذيري را در خودشان تقويت کنند. البته هر فردي بايد تمام تلاشش را بکند که کارهايش را طبق برنامه ريزي انجام دهد ولي بايد به اين نکته هم توجه کند که گاهي ممکن است اتفاقاتي بيفتد که پيش‌بيني نشده است و کنترل آن ها در دست او نيست. در نتيجه بايد هميشه، آمادگي تغيير در برنامه را داشته باشد و از ايجاد تغيير در برنامه ريزي، نا اميد و ناراحت نشود.

بازخورد گرفتن از برنامه: بعد از اين که مدتي از اجراي برنامه گذشت، بايد با ارزيابي فعاليت هاي خودمان ببينيم که چقدر به هدف مان نزديک شده ايم. اين باز خورد گرفتن و بررسي برنامه باعث مي شود که ضعف هاي برنامه مان زودتر مشخص شود.

آسيب شناسي برنامه ها

در ادامه با چند آفت که بيشتر برنامه ريزي ها را تحت تاثير قرار مي‌دهد، آشنا خواهيد شد.

* نداشتن پشتکار: يکي از مسائلي که باعث مي شود برنامه‌ريزي‌ها به سرانجام مورد نظر نرسد، نداشتن تلاش کافي و پشتکار است. افراد نبايد به صرف داشتن برنامه، توقع موفقيت داشته باشند.

هرچند که داشتن يک برنامه مناسب، اولين گام براي موفقيت است ولي تلاش و پشتکار هم لازمه آن است. توصيه من به افرادي که برنامه ريزي اصولي انجام دادند، کار، کار و کار است.

* زود نااميد شدن: ممکن است افراد در روزهاي اوليه به خاطر ميزان دسترسي پايين به هدف هاي شان، دست از ادامه آن بردارند. در روزهاي ابتدايي برنامه به کندي پيش مي رود ولي بايد توجه داشت که افراد به مرور زمان به برنامه عادت مي‌کنند. افراد به هيچ وجه نبايد فراموش کنند که سخت ترين گام براي رسيدن به موفقيت، گام اول يا همان روزهاي ابتدايي عمل به برنامه است. افراد به جاي اين که در اين مرحله نااميد شوند بايد به بررسي برنامه شان بپردازند تا راه حل هاي بهتري براي اجراي آن پيدا کنند.

* سازگار نشدن با برنامه: انسان به خاطر کمبود وقت، هيچ گاه نخواهد توانست به همه خواسته هايش برسد، بنابراين بي ترديد لازمه رسيدن به موفقيت چشم پوشي از بعضي تفريحات است. پس افراد اگر نتوانند خودشان را با چنين شرايطي سازگار کنند، موفقيت از آن ها دور خواهد شد. اين که افراد بخواهند بيش از اندازه به تفريحات شان هم بپردازند و به موفقيت هم برسند، خيالي واهي است.
در پايان اگر افراد باز هم در عمل به برنامه ريزي هاي‌شان دچار مشکل شدند و اصلا متوجه شدند که برنامه ريزي هاي شان ايراد اساسي دارد، بايد به ياد داشته باشند که با بازنگري مي توانند در برنامه ريزي شان تغييراتي ايجاد کنند تا به موفقيت برسند.



کلمات کلیدی : سال نو ، برنامه ریزی ، اقبال لاهوری ، مرکز مشاوره

   پرینت مطلب





ثبت نظر